الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
773
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
دهد و برافتد و از اين رو مدتى آن را وانهد و اگر سرشت او بود تركش براى او ممكن نبود و بنا بر اين اول و آخر خبر با هم مخالفتى ندارند و حاصل اين است كه اين مقتضاى ذاتِ او نيست و براى اين است كه از او توفيق برفته و شيطان بر او چيره گشته و بدان كارش كشانده و بسا باشد كه لطف حقش در گيرد و از آنش برگيرد ، اين همه براى بهبود او است و اين كس در ذات خود بدى و تباهى ندارد خدا از او روى نگردانيده و راه خير را به دو نبسته بلكه خدايش دوست دارد و مىآزمايد و سرانجامش پسنديده باشد . 2 - " طبع " به معنى چركينى باشد و اين منافات ندارد كه در آخر خبر فرمايد : گناه از سرشتِ او نيست . 3 - مقصود از " ختم " مهر نهادن باشد ، يعنى مؤمن مدتى از گناه كردن ممنوع باشد و خدايش دريغ نمايد كه بدان دست آلايد و سپس براى مصلحتى آزادش كند و در آنش اندازد و بازش از آن كنار كشد . از مجلسى ( ره ) - اگر اعتراض شود كه ما مىدانيم از زناى مؤمن هم فرزند آيد ، در پاسخ گوئيم : مؤمن را معانى و مراتبى است و شايد اين فضيلت خاص يك درجهاى از مؤمن است و شايد حمل بر غالب شود . از مجلسى ( ره ) - « بين القرناء و الجماء » اين دلالت دارد كه حيوانات نيز در قيامت محشور شوند چنانچه آيهء : « وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ » و آيات و اخبار ديگر و اكثر متكلمين خاصه و عامه بدان معتقدند و گرچه در خصوصيات آن اختلاف دارند كه آيا سپس مىمانند و يا خاك مىشوند و برخى قرناء را به انسان نيرومند و جماء را به ناتوان حمل كردهاند و بدان نيازى نيست و شايد مقصود اين باشد كه اگر كسى شاخدارى را بر بىشاخى مسلط كند مسئوليت دارد . از مجلسى ( ره ) - ظاهرش اين است كه بر هر كه اقامهء حد شود كيفرش ساقط گردد و گرچه توبه هم نكند چنانچه ظاهر اصحاب است